بسم رب الحسين
مادرش اينگونه صدايش ميزد:
قُرَّةُ العيني...نور چشمم
ثمرة فوآدي...ميوه ي دلم
هنگامشکفتن گلش بر روي نيزه خداداند چه صدايش ميزد...
مادر سادات چشم و دلش را در قتلگاه جا گذاشت...


مادرش اينگونه صدايش ميزد:
قُرَّةُ العيني...نور چشمم
ثمرة فوآدي...ميوه ي دلم
هنگامشکفتن گلش بر روي نيزه خداداند چه صدايش ميزد...
مادر سادات چشم و دلش را در قتلگاه جا گذاشت...



+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0:47 توسط حامد شیوندی
|
دل خورشید محک داشت؟!